مرتضى راوندى
733
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مايهدار قسمت احتياط و ذخيره و مقدمه پيشتر و لشكر و ساقه دنبالهرو لشكر است . 9 ) طلايع : « بس تربيت كرد كه لشكرها به اطراف فرستد و ترتيب طلايع و افواج كند . » طلايع جمع طليعه ، قسمتى از لشكر كه پيش فرستاده مىشود . اين كلمه در فارسى به صورت « طلايه » به كار برده شده است . . . 10 ) كردوس : كه كردوسهاى ميمنه و ميسره برجاى خويش است . « 1 » ابن نديم در كتاب الفهرست از كتابهايى كه در سواركارى و برداشتن اسلحه و آلات جنگى و تدبير به كار انداختن آنها تأليف شده و همه ملل از آن پيروى دارند نام مىبرد و از جمله « از كتاب آيين الرمى ، از بهرام گور و به قولى از بهرام چوبين ، كتاب آيين الضرب بالصوالجه ، از ايرانيان ، كتاب تعبية الحرب و آداب الاساوره و كيف كانت ملوك الفرسى تولى الاربعه الثغور من الشرق و الغرب و الجنوب و الشمال ، كتاب الخيل از هرثمى شعرائى درباره جنگ كه براى مأمون تأليف كرده و از هفت كتاب ديگر ، در راه و رسم جنگ و طرز استفاده از آتش ، نفت منجنيق و ساير وسايل نام مىبرد . » « 2 » ابن المقفع در رسالة الصحابه ، به نكته مهمى اشاره مىكند به نظر او : در ميان سربازان ساده ، مردمى مستعد و گمنام توان يافت كه بر فرماندهان خود برترى دارند . بايد اينان را شناخت و مقامشان را گرامى داشت . سربازان را بايد درستكار و پاكدامن بار آورد و آنان را از تنعم و رفاه دور داشت . حقوق سربازان را بايد هرسه يا چهار ماه يكبار پرداخت و براى مبارزه با گرانى هزينهها ، بهتر است كه قسمتى از پرداختها به صورت جنس باشد . « 3 » نظام الملك در سياستنامه ، در پايان فصل چهل و سيم ، از قول بزرگمهر از خطر مظالم لشكريان به مردم سخن مىگويد و مىنويسد : « . . . لشكريان بر ولايت ملك مهربان نباشند ، و همه در آن كوشند كه كيسهء خويش پر كنند و غم ولايت نخورند و رضا نبايد داد كه لشكر را اين قدرت و تمكين باشد . » « 4 » ابن فندق در تاريخ بيهق مىنويسد : « هنگامى كه هرون الرشيد عازم خراسان بود حمويه دهقان كهناب بود . هرون الرشيد او را پيش خواند ، گفت مرا در اين ايام قحط چه مدت مهمانى توانى داشت ؟ حمويه گفت : اگر عدل بود چندانكه فرمايى ، گفت چه عدلى خواهى ؟ گفت كشت و برز را تعرض نارسانيدن و شحنه با حشم در كاه و هيمه اسراف نكنند . . . هرون الرشيد چهار ماه در آنجا مقام ساخت . . . » « 5 » از مطالبى كه خوانديم مىتوان به وضع سپاه و حقوق مردم پى برد . اماننامه : جهشيارى در كتاب الوزراء و الكتاب نمونهاى از اماننامههاى قرون وسطا را به
--> ( 1 ) . مهدى محقق ، تلخيص از يادنامهء ابو الفضل بيهقى ، پيشين ، ص 614 به بعد . ( 2 ) . فهرست ابن النديم ، ترجمهء تجدد ، ص 557 . ( 3 ) . دكتر رسايى ، حكومت اسلامى ، پيشين ، ص 123 ( به اختصار ) . ( 4 ) . سياستنامه ، باهتمام قزوينى ، ص 192 . ( 5 ) . تاريخ بيهقى ، ص 48 .